حوزه هنری سیستان و بلوچستانحوزه هنری سیستان و بلوچستان
← همه آثار

تولید حوزه هنری سیستان و بلوچستان

کتاب بلند بالا(۱۴۰۱)

ملیحه نیکبخت · ادبیات پایداری

معرفی کوتاه

کتاب بلند بالا، خاطرات سردار شهید عباسعلی خمری ده‌سوخته است که توسط ملیحه نیکبخت به نگارش در آمده است. سخن نویسنده: نوشتن از تو سخت است، آن هم وقتی خودت دست به قلم می‌شوی. اگر به جای یک نیروی فرهنگی، نیروی رزمی بودم، شاید کار برام آسان‌تر بود، آن هم منی که هیچگاه نتوانسته‌ام پرطمطراق بنویسم. اگر این کتاب را بخوانی، لابد برای هر خطش تذکر می‌دهی و لبخند میزنی. کاش من جای آن دختر دبیرستانی بودم که شعرهایش را می‌خواندی و اصلاح می‌کردی. در همه کتاب‌ها همیشه از خط مقدم صحبت شده است. همیشه رزمنده‌ها را دیده‌ایم که آسوده خاطر ایستاده میان دود و آتش، اما شاید از شمایی که پشت جبهه بوده‌اید کمتر صحبت شده است، از تو و نیروهای فرهنگی و تبلیغات که اگر نبودید، شاید جبهه‌هایمان این همه شور و شوق نداشت. زمان رفتنت فقط ۲۳ سال سن داشته‌ای. به روزهای زندگی‌ات که نگاه می‌کنم، تعجب می‌کنم از این همه کار فرهنگی که انجام داده‌ای. با اینکه سن و سال حالای من از آن روزهای تو بیشتر است، حتی جرئت فکر کردن به تجربیات تو را هم ندارم. روزهای تو از سال‌های ما بهتر است. کاش بودی در این روزها. راستش دلم لک زده است برای یک کار فرهنگی درست و حسابی. ماندهایم توی چهارراه چه کنم. کاش مثل همان وقت‌ها بودی. دستمان را می‌گرفتی و می‌نشستی آن طرف جوی که حرف بزنی. مانده‌ایم بین دوراهی. کسی باید باشد مثل تو که کار فرهنگی درست بکند. «شهید عباس»، کاش به روی ما که تو را ندیده‌ایم لبخند بزنی. تمام امیدم این است که کتاب مقبول تور و خدای تو باشد.

کتاب بلند بالا
نسخه‌ی با کیفیت اصلیفایلِ اصلیِ اثر، بدون فشرده‌سازی

درباره‌ی اثر

کتاب بلند بالا، خاطرات سردار شهید عباسعلی خمری ده‌سوخته است که توسط ملیحه نیکبخت به نگارش در آمده است.

سخن نویسنده: نوشتن از تو سخت است، آن هم وقتی خودت دست به قلم می‌شوی. اگر به جای یک نیروی فرهنگی، نیروی رزمی بودم، شاید کار برام آسان‌تر بود، آن هم منی که هیچگاه نتوانسته‌ام پرطمطراق بنویسم. اگر این کتاب را بخوانی، لابد برای هر خطش تذکر می‌دهی و لبخند میزنی. کاش من جای آن دختر دبیرستانی بودم که شعرهایش را می‌خواندی و اصلاح می‌کردی. در همه کتاب‌ها همیشه از خط مقدم صحبت شده است. همیشه رزمنده‌ها را دیده‌ایم که آسوده خاطر ایستاده میان دود و آتش، اما شاید از شمایی که پشت جبهه بوده‌اید کمتر صحبت شده است، از تو و نیروهای فرهنگی و تبلیغات که اگر نبودید، شاید جبهه‌هایمان این همه شور و شوق نداشت.

زمان رفتنت فقط ۲۳ سال سن داشته‌ای. به روزهای زندگی‌ات که نگاه می‌کنم، تعجب می‌کنم از این همه کار فرهنگی که انجام داده‌ای. با اینکه سن و سال حالای من از آن روزهای تو بیشتر است، حتی جرئت فکر کردن به تجربیات تو را هم ندارم. روزهای تو از سال‌های ما بهتر است. کاش بودی در این روزها. راستش دلم لک زده است برای یک کار فرهنگی درست و حسابی. ماندهایم توی چهارراه چه کنم. کاش مثل همان وقت‌ها بودی. دستمان را می‌گرفتی و می‌نشستی آن طرف جوی که حرف بزنی. مانده‌ایم بین دوراهی. کسی باید باشد مثل تو که کار فرهنگی درست بکند. «شهید عباس»، کاش به روی ما که تو را ندیده‌ایم لبخند بزنی. تمام امیدم این است که کتاب مقبول تور و خدای تو باشد.

مطالب مرتبط